تبليغاتX
خانوم کوشولو وآقای شوملی از سرزمین آرزو

خانوم کوشولو وآقای شوملی از سرزمین آرزو

ای که با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد

همسر مهربانم می خوام بهت بگم که...

 

مي خوام که با هر نفسم بگم توئي همنفسم

بغض  تو   رو  داد  بزنم  بگم  توئي  هر  نفسم

مي خوام که با ترانه هام قفل سکوتو بشکن

تو  هم   صدامو  بشنوي  منم   صداتو  بشنوم

مي خوام  بگم  تو  بهترين  ستاره  بخت  مني

مي خوام بگم که خواستمت تموم دنياي منی

مي خوام که هرشب واسه تو ستاره هارو بشمارم

ماه و ستاره  واسه چي  ، هرچي تو گفتي بشمارم

 

مي خوام که بغض سينمو درد تو درمون بکنه

دردمو   درمون   نکنه   شايد   که  آرومم   کنه

مي خوام که با برق نگات خورشيد و ويرون بکنم

مي خوام که با بغض صدات درد و پريشون بکنم

مي خوام بگم عزيز من صبر و قرار من توئي

صبر  و  قرار  تو  منم  عمر  و  نياز  من  توئي

مي خوام که خواستن تو رو با گريه فرياد بزنم

عشق  و  نياز  اين  دل  و  تو سينه فرياد بزنم

مي خوام بگم دوست دارم تموم حرفام همينه

بگم  فقط   تو   رو   دارم  تموم   حرفام  همينه

 

 

 

 

«پنجمین ماهگرد مال هم شدنمون هم مبارک شوملی نازم»

دوستت دارم همسفر زندگیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 10:14  توسط خانوم کوشولو   | 

همسرم دوستت دارم

 

   

 ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم

دوستت دارم...

ای امید و آرزوی من ، دنیای من

دوستت دارم...

ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران

 دوستت دارم ...

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام

دوستت دارم...

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم

دوستت دارم ...

ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام

دوستت دارم ...

ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام

دوستت دارم ...

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی

عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای

به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم، نثارت می کنم

دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم

اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ،

از تمام وجودم می گویم!

باور کنی ، باور نکنی یک کلام!

دوســــــــــــــــــتت دارم همسر مهربانم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 12:22  توسط خانوم کوشولو   | 

همسرم همه چیه من تویی

ای نازنین جواب معمای من تویی (همسرم)

تنها چراغ روشن شبهای من تویی
(همسرم)

وفتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی
(همسرم)

ای سرو سربلند! دلم بال و پر گرفت

آواز آسمانی رویای من تویی
(همسرم)

خونم به گردنت اگر از من جدا شوی

زیرا دلیل روشن فردای من تویی
(همسرم)


امشب هوای کوه و بیابان به سر زده است

دست مرا بگیر که مجنون من تویی
(همسرم)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:31  توسط خانوم کوشولو   | 

روز مرد بر تو مرد زندگیم مبارک

به نام آن که عشق را آفرید و آن را به من هدیه داد تا به من بفهماند که عاشق واقعی بودن نعمتی است پس قدرش را بدان
 تا به من بگوید من یکی از فرشته های زیبای خود را به تو می سپارم لیاقتش را داشته باش و مواظبش باش

نکند لحظه ای غفلت کنی نکند دلش را بیازاری این فرشته را به تو میدهم تا بدانی خدای متعال همه جا مواظب انسان است
تا بدانی اگر آرزویی داشتی به تو داده اما تو آنقدر در فکر خودت بودی که از من غافل شدی... اما من بهترین و ارزشمندترین هدیه الهی رو بهت میدهم.

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم شکــــــــرت

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم هزار مرتبه شکـــــــــرت

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم نوکرتم

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم دستت درد نکنه  از اینکه بهترین فرشتت و دادی به من
همسر مهربونم دوستت دارمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

 

 

دستات رو مي بوسم چون بهم گرما و اميد ميدن و از صميم قلبم براي مرد ترين مرد زندگيم مينويسم:
تك بهانه لحظه هاي شاد من روزت مباركتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

 

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک همسر مهربونمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 13:14  توسط خانوم کوشولو   | 

تولد دوباره خانوم کوشولو

ســــــــیـــــــلـام به آجی خانومیا و خانومای گل:

من اومدم با یه آپ جدید، یه زندگی جدید، یه خانوم کوچولوی تازه متولد شده، یه حس و حال دیگه و یه عالمه چیزای خوب و یه خبر بسیار عالی و خوشحال کننده برای شما خانومیا.

بگــــــــــــم؟

خب صبر کنید!

عجـــله نکنید!

 ا     ا     ا   هولم نکنید خب!

خب حالا صبر کنید یه کم اول از خودم بگم !

نمی دونـــــــــــــــید که چقدر من خوشحالم، چقدر سر حالم ، چقدر حالم خوبه و ...

می دونید چقدر؟

نمی دونید دیگه من که گفتم نمی دونید.

اما از کجا معلوم شاید هم بدونید ؟ مـگه نه؟

فقط امروز حالم خوب نیستا 18 روزه کاملا آرومم و حالم بسیار بسیار خوب است و انشاءالله تا آخر عمرمان هم همین جوری شاد باشیم.

حالا می پرسید چرا انقدر حالم خوبه؟

اوا خواهر جان این که سوال نداره ؟

خب خوبم دیگه . مگه بده؟

الـــــــــــهی!

دلتون آب شد؟

خب باشه الان میگم!

وایستا الان!

اهم       اهم       اهم     

خب   توجه!           توجه!

ساکت، هیس، صدا نیاد یه لحظه

خبر و که گفتم همه بیاید وسط برقصید و جیغ و دس بزنید.

باشه خانومیا؟

خب 1        2         3

ا     ا     ا      گفتم ساکت ! ناهید اجی تو که میدونی داری شیطونیا می کنیا !

خب دیگه می خوام بگم  1        2         3

من ...

خب من...

خب خشالت می کشم بگم...

خب باشه الان میگم ...

مـــــــــــــــــــــــــــــــــن....!

"خب من ازدواج کردم"

با کی؟

با یه فرشته که خدا بهم داده ،یه مرد مهربونم و بسیار خوب، بهترین همسر دنیاست، تازشم یه عالمه دوسم داره

خب منم یه عالمه دوسش دارم

فکر می کردم دیگه نمی تونم کسی و دوست داشته باشم و اگه ازدواج کنم شوهرم واسم مهم باشه . اما اشتباه می کردم با ارزشترین کسم تو زندگیم دیگه فقط و فقط آقای همسره و با تمام وجود می خوامش

باورم نمیشد خدا انقدر دوسم داشته باشه قربونت برم خـــــدا جونم

روزی 100 مرتبه هم شکرت کنم بازم کمه.

هرچی از خوبیهای آقای همسر بگم کم گفتم.

اصلا باورتون نمیشه یــــــــــــــــــهــــــــــو اون بالایی خودش همه چی و خیلی و سریع و راحت جور کرد و یه آقای همسربهم داد و شد چلچراغ زندگیم.

بزنید به تخته پاشم خواهر یه اسفند دود کنم

16/2/88 عقد کردیم   .

من که خیلی خوشحالم یه زندگی جدید و خوب با آقای همسر شروع کردیم. این تولد دوبار رو تبریک نمی گید؟ دارید میگید؟ مسی خب باشه دیگه عشله نیکونم!

شماها هم خوشحالید نه؟

خب حالا دس دس 

سوت

جیغ

هوراااااااااااااااااااا

مجلس زنونستا !

یه کف مرتب واسه خانوم کوشولوی تازه متولد شده و یک کف مرتب واسه آق داماد مهربون (بلندتر بزن این دست و)

حالا اجی ناناز باید برقصه

آزاده پاشو بیا وسط ببینم چرا یه گوشه نشستی؟

اجی کوچولو کجاست؟ (دنیا کجایی؟) اومدی ؟ بدو بیا وسط بترکونا!

خاله سحر دیگه باید به توام بگم؟

این اجی ناهید پس کجاست؟ ناهید خانوم بدو بیا وسط

همه خانومای گل و اجیا که اسماشونم نگفتم زودی بیان وسط

خودتون و زیاد تو زحمت نندازیدا

حالا می خواید بندازید پس زیاد اصرار نمی کنم

کادو چی می خواید بدید حالا؟

بزارید فک کنم؟

اصلا هم پرو نیستم خب دلم کادو می خواد

می خواید یه عالمه نظرای خوشگل بدید و بترکونید.؟

ایول بابا دست همتون درد نکنه خیلی خوبید اجی خانومیاها.

خب خسته نباشید خانومای عزیز

حالا آخر مجلس دستارو رو به آسمون بلند کن

بلند کردی؟

آفرین

ایشالا عروسی همتون - ایشالا

ایشالاش و بلند بگو

ایشالا همتون و همه جوونا خوشبخت بشید  و بشن و شاد و سلامت باشید و باشن – ایشالا

ایشالا خدا حاجت دله همتون و بده – ایشالا

.......

خب دیگه کم کم می رویم، خیلی حرف زدیم، دهنمان خشک شد. Coffee

تا آپ بعدی خانومیا...

 

 

پ ن 1: خدا جونم ازت ممنونم آقای همسر از تو هم ممنونم خیلی خیلی که با وجودت زندگیم و زیبای زیبای کردی.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:4  توسط خانوم کوشولو   |